تبليغاتX
ایران نوین

سیاسی

ندا برای آزادی

سخنان بزرگان - مشاهير و نوابغ جهان درباره آزادي :

 

 

_ آزادي تلاش خردمندانه آدمي در جستجوي علت حادثه هاست. (هربرت ماركوزه )

 

 

_ آزادي محدود كردن قدرت دستگاه هاست نه اضافه كردن آن (ويلسن )

 

 

_ آزادي عبارت است از امكان انساني براي هر نوع ترقي و تكامل (دكتر شفق )

 

 

_ آزادي حقيقي اين نيست كه قانون بردار نباشد بلكه فقط مطيع

 

    قوانين دروني خويش بودن است.(تن )

 

 

_ آزادي عبارت است از اينكه شخص مجبور نباشد بر خلاف

 

   مقررات قانون كاري انجام دهد. ( منتسكيو )

 

 

_ آزادي براي بسياري از مردم سرمايه دكان است

 

  و براي يك تن از هزاران سرمايه جان (سعيد نفيسي )

 

 

_ آزادي در كشورهائي ممكن تواند شد كه حس اداي وظيفه

 

   بر هواپرستي غالب باشد. (لاكو )

 

 

_ آزادي اين نيست كه هركس هرچه دلش خواست بكند .

 

   بلكه آزادي حقيقي قدرتي است كه شخص را مجبور به انجام

 

  وظايف خود بكند. (مكدونالد )

 

_ آزادي بزرگترين عطيه و موهبتي است كه به انسان عطا شده

 

   و در قبال آن تمام نعمات و عطاياي ديگر پوچ و ناقابل و بي مصرف

 

  است (اپيكتوس )

 

_ آزادي عبارت است از اينكه يك فرد يا جامعه در پيروي و گفتن

 

   و نوشتن حق و بكار بستن بحق اختيار كامل داشته باشد (شفق )

 

_ آزادي تنها ارزش جاودانه تاريخ است (البر كامو )

 

_ آزادي چيزي است شبيه سلامتي. اين هر دو را تا

 

    از دست نداده ايم قدرشان را نميشناسيم (والتور )

 

_ آزادي هيچ وقت انتظار ما را ندارد . ما بايد در طلبش

 

   از دل و جان دريغ نكنيم.چه در هيچ جايي از زواياي

 

   تاريخ سراغ نداريم آزادي و دموكراسي سهل و ساده

 

   تحصيل شده باشد (امرسون )

 

_ آزادي انديشه و قلم و زبان و مجامع و شغل و

 

   غيره  موجب آبادي و عمران ممالك است (دهخدا )

 

_ آزادي دريايي متلاطم و طوفاني است .مردان ترسو

 

  آرامش استبداد را بر اين طوفان ترجيح ميدهند (جفرسن )

 

_ اگر در روح كسي حس استقلال نباشد آزاد نميتواند

 

  باشد ( حلمي ضياء )

 

_ انسان در همان لحظه كه تصميم بگيرد آزاد باشد

 

   آزاد است ( ولتر )

 

_ با دادن آزادي به بردگان - آزادي مردم آزاد را

 

   تامين ميكنيم (لينكلن )

 

_ بزرگترين افتخار قوميكه آزاد به دنيا آمده اند

 

  اين است كه اين آزادي را به كودكان خود انتقال

 

  دهند .( هاوارد )

 

_ بشريكه حق اظهار عقيده و بيان فكر خود را

 

  نداشته باشد موجودي زنده محسوب نميشود (مونتسكيو )

 

_ بمن آزادي بدهيد يا مرگ ( پل هانري )

 

_ تمام مردم آزادي را دوست دارند ولي مهارت عجيبي در

 

   معدوم كردن آن بكار ميبرند (ولتر )

 

_ طبيعت حتي به حيوانات زبان بسته نيز آزادي

 

   بخشيده است (تاس توس )

 

_ عشق در ترس و بيم بوجود مي آيد و در آزادي

 

   شكفته ميگردد (ژاراد بوار )

 

_ فكر آزادي همسال و معاصر ظلم و تعدي است

 

    نهضت آزادي خواهي هميشه در اثر مظالم

 

    استبداد و شكنجه و آزار ستمگران بوجود

 

   آمده است (ويليام داگلاس )

 

_ كسيكه براي حفظ جان خود از آزادي صرف نظر

 

   كند استحقاق آزادي و سلامتي را ندارد (فرانكلين )

 

_ معني حقيقي آزادي مسئوليت است. به همين خاطر

 

   است كه  اغلب از آن ميترسند ( شاو )

 

_ مقدسترين چيزها براي انسان سلامت روح -

 

    هوش - عشق و آزادي مطلق است (چخوف )

 

_ ملت از راه آزادي به تعليم و تربيت دست مي يابد

 

    نه برعكس (شاو )

 

_ هركس بايد سعي كند در حيات خود خشتي محكم

 

   بر اساس كاخ آزادي بگذارد( اسپرت سيسيد )

 

_ يكي از مختصات آزادي اين است كه آن را كاملا

 

   از نظر فردي نميتوان تصور و ادراك كرد.آزادي هر فرد

 

    بستگي خيلي نزديكي به آزادي ديگران دارد (پول لانژرون )

 

  

 

 شعري از فرخي يزدي در ستايش آزادي :

 

 قسم به عزت و قدر ومقام آزادي   

 

كه روح بخش جهان است نام آزادي

 

 

به پيش اهل جهان محترم بوذ آنكس

 

كه داشت ازدل و جان احترام آزادي

 

 

چگونه پاي گذاري بصرف دعوت شيخ

 

به مسلكي كه ندارد مرام آزادي

 

 

هزار بار بود به زصبح استبداد

 

براي دست پابسته شام آزادي

 

 

به روزگار قيامت بپا شود آنروز

 

كنند رنجبران چون قيام آزادي

 

 

اگر خداي به من فرصتي دهد يكروز

 

كشم ز مرتجعين انتقام آزادي

 

 

زبند بندگي خواجه كي شوي آزاد

 

چو فرخي نشوي گر غلام آزادي

|+| نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385 ساعت 8:39  توسط هادی  | 

خبر های تازه از صحنه درگیری و تجمع در دانشگاهای کشور
از تهران گزارش می رسد که دانشگاه صنعتی امير کبير، روز چهارشنبه سوم خردادماه برای چهارمين روز متوالی صحنه درگيری و اعتراض دانشجويان بوده است.

اعتراضات در دانشگاه امير کبير، با بالا گرفتن دور تازه ای از اعتراضات دانشجويی در دانشگاه های مختلف ايران همزمان شده است.

دور جديد اعتراض دانشجويان دانشگاه امير کبير، در پی آنچه مداخله بسيج و نهاد رهبری با پشتيبانی مديريت دانشگاه در انتخابات انجمن اسلامی خوانده شده، آغاز شد.

دانشجويان همچنين نسبت به مشکلات صنفی موجود و نيز عدم پذيرش خواسته های دانشجويان از سوی مسئولان دانشگاه معترض هستند.

رسانه های خبری ايران، گزارشی از ناآرامی ها و درگيری های روز چهارشنبه دانشگاه امير کبير مخابره نکرده اند، با وجود اين، برخی وبلاگ ها و وب سايت هايی که به نظر می رسد از سوی دانشجويان اداره می شوند، گزارش هايی از اين درگيری ها و نيز ديگر اعتراضات دانشجويی روزهای اخير، به ويژه ناآرامی سه شنبه شب در کوی دانشگاه تهران منتشر کرده اند.

براساس برخی از اين گزارش ها، صبح چهارشنبه مسجد دانشگاه امير کبير صحنه درگيری و زد و خورد دانشجويان معترض با بسيج دانشجويی بوده و شماری از دانشجويان به صورت خودجوش دست به اعتصاب غذا زده اند.

اين درگيری ها در پی ناآرامی های متوالی چند روز اخير در دانشگاه های مختلف در تهران و ديگر شهرهای ايران صورت گرفته است.

دانشجويان دانشگاه تهران، سه شنبه شب در جريان ناآرامی های کوی دانشگاه و برخورد با نيروی انتظامی حمايت خود را از دانشجويان معترض دانشگاه امير کبير اعلام کرده بودند.

اعتراض به بازنشسته کردن اجباری چند استاد دانشکده حقوق و علوم سياسی دانشگاه تهران، انتقاد از آيت الله عباسعلی عميد زنجانی، رييس دانشگاه تهران و اعتراض به نحوه برخورد با دانشجويان در تبريز از ديگر دلايل تجمع و درگيری سه شنبه شب در کوی دانشگاه تهران عنوان شده است.

در همين حال، روز سه شنبه و همزمان با سالگرد دوم خرداد، دانشگاه های مختلفی از جمله دانشگاه خواجه نصير و علامه طباطبايی در تهران شاهد تجمع و اعتراضات دانشجويی بودند.

'برنامه ای برای تدفين شهدا در دانشگاه ها نداريم'

همزمان با ادامه اعتراضات دانشجويی، "بنياد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس" با انتشار بيانيه ای اعلام کرده است که تا اطلاع ثانوی هيچ برنامه‌ای برای دفن پيکر "شهدای گمنام" در دانشگاه‌های كشور ندارد و تقاضاهای رسيده را فقط مورد بررسی كارشناسی قرار می ‌دهد.

برنامه دفن پيکر جانباختگان جنگ ايران و عراق در فضای دانشگاه ها، با اعتراضات گسترده دانشجويان روبه رو شد و در مواردی به درگيری و زد و خورد در دانشگاه ها انجاميد.

اکنون و همزمان با شدت گرفتن اعتراضات پی در پی، بنياد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس تاکيد کرده که در شرايط كنونی موضوع تدفين شهدا در دانشگاه ‌ها در اولويت‌های بعدی قرار دارد.

بر اساس اين اعلاميه "معمولا در تدفين شهدا در دانشگاه‌ها، ضمن انجام كارشناسی متداول، ملاحظات زمانی و اجماع دانشجويان مورد توجه قرار می ‌گيرد."

اين بنياد افزوده:"پس از انجام كارشناسی ‌های لازم، در صورتی كه درخواست‌های وارده دارای حد نصاب لازم برای تدفين باشد، با توافق اساتيد و عموم دانشجويان زمان معينی برای اجرای طرح اعلام می ‌گردد."

|+| نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385 ساعت 8:37  توسط هادی  | 

دوم خرداد
دوم خرداد، چه آن را چنان که بزرگان گفته اند حماسه بخوانيم و چه آن طور که کوچک ترها پنداشتند فاجعه بدانيم، دو راز در خود داشت که حفظ آن بی توجه به اين که نمايندگان آن جنبش در دولت و مجلس کار خود درست انجام دادند يا نه، بايد از آن پاسداری کرد. رازهائی که متعلق به مردم است و از سرمايه مردم نمی توان خورد. اهميت صندوق رای و لبخند.

اين که در نه سال گذشته بر سر اصلاحات و نمايندگانشان در حکومت چه آمد، بر دانشجويان سخت گذشت و يا خوش، بر روزنامه و روزنامه نگاران چه گذشت، در بستر سرنوشت ايرانی خير بود يا شر، همه به کنار. اما آن چه را نمی توان به کنار نهاد همان صندوق رای و لبخندست.

از ميان آن چه در دنيای امروز به آن ارزش های مدرن می گویند، بسياری با مزاج و مذاق شرق آشنا نيست و برخی را در هيچ جای دنيا به تمامی نمی توان يافت، مخصوص اروپای قرن بيستم است. همان ها که موضوع سخن برتولوچی در آخرين فيلم اوست خيال بافان که درباره وقايع مه 1968 پاريس است و تابوشکنی و حريم شکنی هایش. اما در مجموعه ارزش های مدرن بشر امروز نکته ها هم می توان يافت که دستاورد بشرست و خاص منطقه ای، قومی و مردمی نيست. به راستی از ارزش های والای بشری است. صندوق رای از آن هاست. اهميت نهادن به آن و حفظ سلامتش هم معيار تعهد آدميان است به ارزش های بشری. به بشر، به فخر مخلوقات خداوند.

بشر تا به اين جا برسد که رسيده است از گردنه های سخت گذشته که يادآوری بعض آن ها هم دشوارست و دلگزا، مانند همان که در دوران انگيزسيون کشيش های مسيحی به نام خدا بر سر مردم و علم و و فلسفه آوردند. جنگ ها، آئین کشی ها، قوم کشی ها، جا به جا کردن انسان ها و کوچ دادنشان از سرزمين های مالوف به سرزمين های جديدی که تا قرن ها، نسل ها در آن اهلی نشدند، راهی است که بشر پيمود از بی قانونی جنگل به منشورهای جهانی جهانمشمول . در اين راه دراز قدرت با بشر چه ها که نکرد و نمی کند. و آزادی چه دست و پا ها که زير دست و پای قدرت نزد. اين و يا آن قدرت طلب گاه از اين سوی دنيا به سوی ديگرش بادبان کشيد و لشکر راند. و در همين تاريخ اما پيامبرانند و اوليای علم و تفکر که منادی صلح و يگانه پرستی و آرامش بشر آمده اند. و حاصل جمع همه تجربه ها که بشر کرد، شد همان که امروز فلسطينی ها با قبولش به سمت رفع ظلم می روند و عراقی ها و افغان ها به تولايش زهر اشغال خارجی را از تن جامعه خود دور می کنند.

صندوق رای هم، همانند مادر خود آزادی، ديرزمانی توسط قدرت ها به سخره گرفته شد، هنوز نيز در سرزمين هائی شکل صندوق را نگاه داشته اند، اما تنها شکل آن را، و به قرار و قاعده ها و زور و تزويرها آن را از محتوا خالی نگاه داشته اند. اما حتی در آن جوامع هم به ديد اهل نظر، صندوق رای موجودی است که بودش از نبودش بهترست. حتی وقتی که کاملا از رای و نظر مردم پر نمی شود.

اين دستاورد بشری، گاه بوده است که به شگرد مردم، در ميان ناباوری ها اهميت خود بازيافته است. دوم خرداد سال 1376 در ايران چنين بود. روز باور صندوق، روز باور رای و نظر.

اما آن چه به دوم خرداد شان حماسه داد، جز بازيافت اهميت صندوق رای توسط نسل نو، لبخندی بود که بر لبان پير و جوان در آن روز و شب ها جاری شد. نسل جديد، انگار خود را در آن روز کشف کرد، انگار ورود خود را به عرصه جامعه جشن گرفت. انگار پيام فرستاد که تند وتلخ گذشته را از یاد می برد تا آينده را شهد و شيرين بسازد.

و اين هر دو هرگاه به جامعه بازگردد، باز هم حماسه است. پست و بلند جهان فراوان است، جنبش دوم خرداد هم از اين قاعده تاريخی استثنا نيست. چنان که اهميت صندوق رای و لبخند نيز.

به روحيه ای که با لبخند به جوانان و زنان ملک بازگردد، دوم خرداد بازگشتنی است. روزها می گذرند اما گم نمی شوند در تاريخ. و بدتر لحظه های زندگی ملت ها زمانی است که گروهی در آن اميد گم کنند. اميدی که همچنان در گرو صندوق رای و لبخندست. نشانه های صلح و زندگی. و باطل السحر جنگ و مرگ.

اين را در نهمين سالگرد دوم خرداد نوشتم، بی ترديدم که جامعه ماندگار ايرانی، آينده خود را با همين صندوق رای و لبخند خواهد ساخت. دشمنان خود را نيز از ميان دشمنان آزادی انتخاب خواهد شناخت، و خصم عبوس که از لبخند چنان می گريزد که جن از اسم اعظم.

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385 ساعت 8:40  توسط هادی  | 

نامه گروه هاي مدافع حقوق بشر ايراني - كانادائي به دولت كانادا درباره دستگيري رامين جهانبگلو
دستگيري دکتر جهانبگلو یکی دیگر از موارد نقض برنامه ریزی شده حقوق بشر در ايران

آقاي هارپر نخست وزير

به عنوان سازمانهاي ايراني -كانادائي حقوق بشر از شما خواستار اقدام فعال دولت كانادا در مورد دستگيري رامين جهانبگلو در ايران كه به طور غير رسمي متهم به جاسوسي شده است مي باشيم . دستگيري جهانبگلو خاطره قتل زهرا كاظمي خبرنگار عكاس ايراني -كانادائي در سال 2003 را در زندان اوین تداعي مي كند. که هنگام دستگيري غیر قانونی اش متهم به جاسوسي شده بود.
سه سال از قتل خانم زهرا كاظمي گذشته است . در اين مدت مقامات ايراني سعي در پوشش برا ي كشف حقيقت داشته اند نه تنها از تحويل متهمان اصلي و قاتلان و آمران جنايت خودداری کرده اند بلکه وکیل خانواده کاظمی به جرم جاسوسی به مدت بیش از شصت روز درانفرادی گذرانده است .

از انجا که اتهامات دستگیر شدگان بعد از پايان بازجوئي ها ی غیر انسانی مانند شكنجه هاي سفيد روانی که به منظور شکستن كرامت انساني متهم و اعتراف به جرايم مرتكب نشده، ‌تعيين ميشود لذا ما از شما مي خواهيم كه از دولت ايران بخواهید كه :

1) رسمااتهام دكتر جهانبگلو را مشخص كنند.
2) حق داشتن وي به وكيل د رتمامي مراحل بازجوئي را رعايت كنند.
3) حقوق انساني وي بر اساس قوانين مصرحه منشور حقوق بشر سازمان ملل درمدت بازداشت رعايت شود .

در آخر، ما به عنوان شهروندان ايراني -كانادائي از دولت كانادا میخواهیم به عنوان يك عضو شوراي جديد التاسيس حقوق بشرسازمان ملل متحد محکومیت نقض حقوق بشر در ايران و تعیین گزارشگر ویژه را در دستور کار این شورا بگذارد.

05/2006/23 – 85/03/01
: انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا
FaalanHRC@yahoo.ca
: کانون اندیشه و گفتگو و حقوق بشر در ایران – تورنتو

 

|+| نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385 ساعت 9:48  توسط هادی  | 

نيماى غزل و رسالت روشنفكرى (از اكبر گنجي )
يادداشتى در بزرگداشت سيمين بهبهانى *
اكبر گنجى:به گفته عيسى مسيح، «حقيقت شما را آزاد خواهد كرد.» (انجيل يوحنا، باب هشتم، آيه ۳۲) اما كدام حقيقت ما را آزاد خواهد كرد؟ رهايى از چنگال شعور كاذب با كدام حقيقت ممكن خواهد شد؟ حضرت مولانا جلال الدين، معتقد بود كه انبيا براى آزاد كردن آدميان آمده اند.
چون به آزادى نبوت هادى است/مومنان را زانبيا آزادى است
اى گروه مومنان شادى كنيد/ همچو سرو و سوسن آزادى كنيد
اگر كسى گمان برد جامعه با نشستن و بازى با مفاهيمى نظير آزادى، جامعه مدنى، تساهل، روادارى، حقوق بشر، سكولاريسم و تفكيك عرصه عمومى از عرصه خصوصى دموكرات خواهد شد، آب در هاون مى كوبد.حقوق بشر براى حفاظت از كرامت انسانى و اصل خودگردانى انسان ها است. اما به صرف گفتن و نوشتن درباره مفاهيم كرامت و خودگردانى، انسان ها صاحب كرامت و خودگردان نمى شوند. آزادى بيان برمبناى حق سخنگو در ابراز ديدگاه هايش، حق شنونده در شنيدن آن ديدگاه ها و خير جمعى يك جامعه آزاد توجيه مى شود. باور بدون عمل، باور نيست، نمى توان مدعى باور به ارزش ها و آرمان هاى انسانى شد، اما براى تحقق آنها قدمى به پيش برنداشت. بايد در نظام اخلاقى- ارزشى مان جايگاه ويژه اى براى شجاعت، عشق و محبت باز كنيم. شجاعت اخلاقاً درخور احترام است، نوعى از خودگذشتگى ناشى از بى اعتنايى، بى طمعى و از من خود فاصله گرفتن است. تمام فضائل اخلاقى، بى دورانديشى، نابينا يا ديوانه وار خواهند بود، ولى بى شجاعت، پوچ و ترسو، آدمى، بى دورانديشى، نمى داند چگونه با بى عدالتى پيكار كند، ولى بى شجاعت نمى تواند به آن بپردازد. فيلسوفان براى انديشيدن نياز به شجاعت دارند. اما خود انديشه لزوماً در كسى ايجاد شجاعت نمى كند. بى دليل نبود كه كانت پيام روشنگرى را بيرون آمدن از طفوليت و صغارت مى دانست و فرمان مى داد: شجاعت دانستن داشته باش. براى انديشيدن به شجاعت نياز است. وقتى متفكرى با پيامدها و لوازم منطقى مدعاى مدللى روبه رو شد، ممكن است پيامدها به لحاظ نظرى و عملى براى او ناپذيرفتنى و هراس آور باشند، اما انديشمند بايد شجاعانه با مسئله رو به رو شود و مدعاى مدلل را تا نهايت منطقى اش دنبال كند. ممكن است پيامدهاى منطقى يك مدعاى مستدل، زيرپاى ما را خالى كند، ارتباط ما را با سنت و گذشته مان قطع نمايد، تمام جهانى را كه در آن زندگى مى كرديم، فرو بپاشاند و ويران كند، بدون آنكه تكيه گاه جديدى برايمان مهيا سازد. روشنفكر و متفكر حقيقت طلب، شجاعانه به لوازم عملى نظرش تن مى دهد تا حقيقت او را آزاد كند و در عين حال، هيچ گاه عقيده خود را دگرگون ناپذير و حق مطلق نمى داند و مانند كسانى نيست كه نمى دانند اگر بايد موجودى را پرستيد، آن موجود فقط خداست، لاغير. هيچ كس نمى تواند به جاى ما بينديشد، به جاى ما رنج ببرد، به جاى ما پيكار كند. شجاعت عقلانى، كه امتناع از تسليم ترس شدن در انديشه و امتناع از گردن نهادن به چيز ديگرى جز حقيقت است اينك به شدت مورد نياز ما است. به افرادى كه به ارزش هاى دموكراتيك باور دارند روشن است كه شجاعت عملى، بدون بصيرت نظرى، راهگشا نخواهد بود. مسئله و مشكل روشنفكر آوانگارد پيش از انقلاب، فقر فلسفه و نپرداختن به تأملات نظرى بود. مطالعه و نظرورزى به نام «فلسفه بورژوايى» و «انتزاعيات سرمايه دارى» به طور مطلق نفى و طرد مى شد. همه چيز به «عمل» و «مبارزه» فروكاسته مى شد. انقلاب اسلامى ايران در سال ،۵۷ محصول گفتمان ضدامپرياليستى، بازگشت به خويشتن (خويشتن اسلامى، خويشتن آسيايى، ايدئولوژيك و انقلابى در دهه پنجاه بود... انقلاب تجسم عينى گفتمان دهه پنجاه بود. تجربه انقلاب اسلامى ايران در سال ۵۷ همگان را بدين جا راهبرى كرد كه بدون انديشه و خردمندى نمى توانيم از صغارت عبور كنيم و بزرگسال و دموكرات شويم.طى دو دهه اول انقلاب، رفته رفته از گفتمان دهه پنجاه عبور كرديم و گفتمان جديدى را شكل داديم. گفتمان جديد، مدرن، آزاديخواه، دموكراتيك، غيريوتوپيايى، حقوق بشرى و اصلاح طلبانه است. اما چرا روشنفكران با اين گفتمان جديد هم نتوانستند گام بزرگى بردارند؟ مشكل و مسئله روشنفكر برج عاج نشين دهه هشتاد، فرار از عمل و سرگرم شدن به فلسفه و مفهوم انديشى است. گمان مى رود كه تمام مسائل و مشكلات با فلسفه حل و رفع خواهند شد. سنت متافيزيك صدرايى و عرفان محى الدين عربى، به حد كافى ما را از دنيا و حيات اجتماعى دور كرده اند. ديگر چه نيازى به هايدگر و نيچه و كارل اشميت است كه فلسفه شان براى ما جنبه عملى- رهايى بخش ندارد. (همه فلسفه ها بايد آزادانه در عرصه عمومى مطرح شوند. اما همه فلسفه ها رهايى بخش و حقيقت طلب نيستند و آدمى را از ظلمت و تاريك انديشى نجات نمى دهند). انديشه ورزى، نه تنها حق ما است، بلكه قاطعاً و موكداً وظيفه ما است. اما در اين ميان، تاكيد من بر دو نكته است: ۱- انديشه ورزى شرط لازم بهروزى ما است، نه شرط كافى. براى تامين شرط كافى، عمل به مقتضاى انديشه، اجتناب ناپذير است. ۲- از ميان اقيانوس بى كران امكان هاى انديشه ورزى، اخلاق و انسان دوستى حكم مى كند كه به انديشه ورزى هايى بپردازيم كه فقط جنبه نظرى ندارند، بلكه دير يا زود به مرحله عمل راه مى يابند و مى توانند در بهبود وضع و حال آدميان موثر افتند. فلسفه تحليلى كانت هم به تنهايى نمى تواند ما را به دموكراسى و آزادى و حقوق بشر برساند. براى بنا كردن يك نظام دموكراتيك نه تنها به علوم اجتماعى تجربى نياز داريم، بلكه به عمل، به ايستادگى، به حركت، به كار و كوشش، به آرمان هم به شدت نيازمنديم. روشنفكر برج عاج نشين براى فرار از مسئوليت اجتماعى، از ترفند مغالطه استفاده مى كند. مى گويد: دموكراسى و آزادى و حقوق بشر، مسئله و مشكل مردم ايران زمين نيست، مسئله مردم، نان و آب و لباس و مسكن است. مى گويد: پيش شرط هاى معرفتى و اجتماعى دموكراسى در ايران وجود ندارد. مى گويد: مردم حاضر نيستند براى دموكراسى هزينه پرداخت كنند، پس چرا روشنفكر بايد بار مردم را بر دوش كشد و به جاى آنها متحمل هزينه شود. مى گويد: دوران مدرن، دوران تفكيك نقش ها و تقسيم كار اجتماعى است. روشنفكر فعال سياسى- حزبى نيست، كار او توليد فكر و ابداع نظريه است... شجاعت، اين كيمياى عالم روشنفكرى و اصلاح گرى، به شجاعت كانتى، يعنى شجاعت در دانستن، نيز محدود نمى شود. شجاعت اسپينوزايى نيز لازم است و آن شجاعت غلبه بر هر عيب و نقص اخلاقى و روانى در خودمان است، چه رسد به شجاعت تيليشى كه از ما مى خواهد كه دل به دريا بزنيم و خود را چنان كه هستيم ببينيم و بپذيريم و انكار نكنيم. آيا روشنفكر امروزين به اين شجاعت تيليشى نيز سخت نيازمند نيست؟ آيا روشنفكر وظيفه ندارد كه به تعبير يونگ نيمه تاريك وجود خود را نيز بپذيرد و آيا بخش عظيمى از اين نيمه تاريك گذشته خود روشنفكر نيست؟ كدام روشنفكر است كه در گذشته خود نقاط كمابيش تاريك نادانى، خطا، بدكارى و كم كارى نبيند؟ و كدام روشنفكر است كه نداند بخش چشمگيرى از نكبت و ادبارى كه جامعه او را دربرگرفته است فرآورده همان نادانى، خطا و بدكارى و كم كارى خود او است؟ چرا روشنفكر اين همه به مردم بدبين و بدگمان باشد و به خود خوش بين و خوش گمان؟ خانم سيمين بهبهانى يكى از شيرزنان ايران زمين است كه طى سال هاى گذشته در صف اول جنبش آزادى خواهى ايران زمين قرار داشته است... در اينجا مايلم از زاويه ديگر به يك ويژگى ارجمند بانوى غزل ايران اشاره كنم كه شايد در كنار زيبايى و عمق اشعار ايشان كمتر محل توجه بوده است. آنچه بهترين شاعره امروز ايران را برجستگى مى بخشد شهامت مدنى او است. شهامت مدنى عنصرى كمياب در جامعه ايرانى است. موجب مباهات و سرافرازى است كه بانويى در قلمرو ادبيات با قلم و قدم خود شهامت و مدنيت را به هموطنانش تذكار مى دهد... اما بانوى شعر و غزل تنها درس شهامت مدنى را با اشعارش نمى آموزاند. او شهروندى است كه بدون تكلف و تعارف مى توان از او شهروندى آموخت. رنج دفاع از حقوق زنان و روشنفكران با همه رنجورى و آزردگى كه بر بدن خسته و شكننده اش وارد مى آيد تاب مى آورد و حرمت آدميان، و اخلاق حرمت آنان را با متانت و صبر تذكار مى دهد و از رفتار مدنى براى بيدارى آنان كوتاه نمى آيد و حد نمى شناسد. شهامت شاعره بزرگ ايران توام با مسئوليتى مدنى است. شعر و فكر او، دانش و منش او چه در حيطه ادبيات و چه در حيطه اجتماع از همين يك وصف برخوردار است؛ مسئوليت حفظ حقوق و آبروى شهروندان به مثابه آدميانى فى نفسه درخور احترام و غايت شمردن آنها. شعر خانم بهبهانى از ديدگاه نظريه ادبى اهميت فراوانى دارد. نوآورى هاى ايشان در قلمرو غزل فارسى (كه يكى از اديبان مشهور كار ايشان را به كار نيما همانند كرده و گفته: بهبهانى نيماى غزل است) نشان مى دهد كه آن شهامت و نوآورى كه در عرصه تعهد اجتماعى از ايشان ديده ايم در كار هنرى و شاعرانه او هم آشكار و تاثيرگذار است. در گفتمان هاى متعهد اجتماعى همواره نگرانى «جدى بودن»، «سخت گير بودن» و «اعتقاد راسخ داشتن» وجود دارد. اينها عناصر ضرورى براى فعاليت اجتماعى اند اما ادبيات (و به ويژه شعر) به اين همه، جنبه انسانى، عاطفى و به يك معنا جنبه اخلاقى تازه اى مى بخشد. زبان شعر است كه نمايان گر هم دردهاى انسانى و هم راه حل ها هستند. شعر با آزادى انسان نسبت درونى و ژرف دارد.آرى همين ويژگى ارجمند و كمياب است كه بانوى گرامى شعر ايران را ممتاز مى كند و به كلامش نفوذ و به رفتارش صداقت مى بخشد و با همين نفوذ و صداقت همه ما را به آن دعوت مى كند. چه مى توانيم گفت در وصف بانوى شعر و غزل فارسى كه اگرچه به عنوان هنرمند در خدمت زيبايى است اما اولاً: زيبايى (جمال) را در خدمت دو عنصر ديگر روانى والا، يعنى عنصر راستى (حقيقت) و نيكى (خير) درآورده است و ثانياً: هنرش فقط به كار زيبا نمودن يعنى زيبا نشان دادن هستى و زندگى نيست، بلكه در كار زيبا ساختن آن نيز هست. بسيارند هنرمندانى كه جهان، هستى و زندگى را زيبا جلوه مى دهند و اين، به نوبه خود، كار بسيار ارجمندى است- اما كم اند آنانكه، افزون بر آن مى كوشند تا آنجا كه مى توانند جهان، هستى و زندگى را زيبا بكنند و علاوه بر نمايش زيبايى، به آفرينش زيبايى نيز دست يازند. و بهبهانى يكى از اين تبار هنرمندان است. بهبهانى در اين دوران به رغم ابتلا به بيمارى، همچنان سروگونه، راست ايستاده و ارزش هاى والاى انسانى را پاسدارى مى كند. تجليل از او، بزرگداشت كرامت هاى انسانى است.
*پيام ارائه شده به مراسم بزرگداشت سيمين بهبهانى

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385 ساعت 22:52  توسط هادی  | 

اینم وضعیت اینترنت در ایران

خروج ايران از دنياي مجازي؟

بهرام رفيعي

"مهمترين ويژگي طرح تاسيس خبرگزاري هاي غير دولتي ايجاد شوراي نظارتي بر فعاليت هاي اين خبرگزاري ها و همچنين تشکيل هيات منصفه براي رسيدگي به اتهامات اين مجموعه ها در محاکم قضايي است. اگر افرادي در قالب وبلاگ و يا سايت بخواهند نقش اطلاع رساني بر عهده بگيرند، مشمول قوانين مصوب در اين حوزه قرار مي گيرند."[محمد رضا مير تاج الديني، نماينده مجلس شوراي اسلامي]

طي روزهاي اخير موضوع فيلترينگ هوشمند و مسدود سازي سايت هاي اينترنتي و همچنين کنترل و نظارت برIP آدرس کاربران مراجعه کننده به سايت هاي اينترنتي در کشور به اوج خود رسيده است. بسياري از کارشناسان مخالفت خود را با فيلترينگ سايت هاي اينترنتي در رسانه ها مطرح کرده اند اما از ديگر سو برخي از مقامات و مسولان وزارت فناوري اطلاعات و ارتباطات و شرکت فناوري اطلاعات ايران همچنان فيلترينگ را امري لازم و مفيد مي دانند و در عين حال ورود به حريم خصوصي کاربران اينترنتي را انکار مي کنند.

در همين حال اما اسماعيل رادكاني، مدير فني و پشتيباني شركت فناوري اطلاعات در روزهاي گذشته ضمن تاييد فيلترينگ هوشمند و کنترل کاربران و سايت هاي اينترنتي، نرم افزار هاي خارجي را براي فيلترينگ اينترنت در داخل کشور ناکارآمد خواند و گفت: "نبود قابليت پالايش روي كليه‌ پورت‌ها و مسدود سازي براساس آدرس و پورت از مشكلات برخي از سيستم‌هاي پالايش خارجي است." او همچنين درباره‌ مشخصات نرم‌افزارهاي پالايش توليد داخل گفت: "پالايش صفحات، محتواي متن روي تمام پورت‌ها، مسدودسازي آدرس و پورت‌هاي مشخص با تعداد حداقل ‌٣٠٠ هزار ركورد، پالايش آدرس در آدرس، قابليت به روز شدن به وسيله‌ بانك اطلاعاتي مركزي از جمله مشخصات اين نوع نرم‌افزارها است."

اين در حالي است که رييس كميته‌ اينترنت سازمان نظام صنفي رايانه‌يي استان تهران گفته است: "متاسفانه در بعضي اخبار به غلط عنوان شده بود كه قرار است سيستم جديد فيلترينگي راه‌اندازي شود كه IPهاي مردم را كنترل خواهد كرد؛ اما اين اخبار را به شدت تكذيب مي‌كنم. از نظر فني، قابليت شناسايي مراجعات كاربران به سايت‌هاي اينترنتي در دنيا وجود دارد كه جزو مقوله‌ نظارت، كنترل و مانيتورينگ محسوب مي‌شود و از بحث فيلترينگ جدا است."

اما آنچه برخي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي مي گويند، جز اين است. محمدرضا ميرتاج الديني، نماينده مردم تبريز درباره اين طرح گفته است: "مهمترين ويژگي طرح تاسيس خبرگزاري هاي غير دولتي ايجاد شوراي نظارتي بر فعاليت هاي اين خبرگزاري ها و همچنين تشکيل هيات منصفه براي رسيدگي به اتهامات اين مجموعه ها در محاکم قضايي است. تاسيس خبرگزاري هاي غير دولتي طرح جامعي است و همه قوانين گذشته در مورد فعاليت هاي رسانه اي مورد بررسي قرار گرفته است. در طرح تاسيس خبرگزاري هاي غير دولتي ما به دنبال تعريف وبلاگ ها هستيم."

سمينار براي سانسور بهتر

همزمان با اين سخنان و انکار هاي پي در پي مسولان شرکت فناوري اطلاعات در باره عدم ورود به حريم خصوصي کاربران اينترنتي در ايران و همچنين اعلام اينکه سيستم فيلترينگ هوشمند تنها براي پيشگيري از فيلترينگ اشتباهي انجام مي شود، اخبار منتشره و همچنين برگزاري جلسات مختلف، بخصوص سمينار بررسي مسائل فيلترينگ سايت هاي اينترنتي، اما حکايت ازکنترل و محدوديت هاي بيشتر کاربران اينترنت در ايران دارد. سخنان عليرضا طوسي، مدير دفتر اينترنتي دادستاني تهران در مورد جرايم اينترنتي در سمينار بررسي مسايل فيلترينگ، نشان دهنده اين نگاه است: "از جرايم اينترنتي مي‌توان به اشاعه فحشاء، توهين به مقدسات و ارايه‌ محتواهايي كه به اسلام و انقلاب ضربه مي‌زند، اشاره كرد. از ديگر جرايم اينترنتي نيز مي توان از راه اندازي سايت‌هاي غير مجاز ياد کرد."

در اين سمينارهمچنين، اميرحسين سعيدي ناييني رييس سازمان نظام صنفي رايانه‌يي كشور با تاكيد بر اينكه "مساله‌ فيلترينگ براي ما در بخش خصوصي حساس‌تر از هر جاي ديگري بوده و فيلترينگ بعضي از سايت‌ها امري ضروري است"، در توجيه بسيج همه جانبه دستگاه هاي دولتي براي سانسور اينترنت در کشور گفت: "اگر اين فيلترينگ اعمال نشود، به طور قطع تبعات منفي داشته و لطماتي را وارد خواهد كرد. ما در كشوري زندگي مي‌كنيم كه مسائل فرهنگي در آن بسيار مهم است؛ بنابراين طبيعي است كه حساسيت بيشتري نسبت به فيلترينگ داشته باشيم."

اين در حالي است که به گفته مدير فني پشتيباني شركت فناوري اطلاعات، سيستم فيلترينگ شبكه ملي ديتا اكنون قابليت فيلترينگ و پالايش ۱۵۰ هزار درخواست را به صورت همزمان دارد. به گفته اسماعيل رادكاني در سمينار بررسي مسايل فيلترينگ سايت‌هاي اينترنتي ازمجموع حدود ‪۲/۳ميليارد كل درخواست‌هاي كاربران در يك ماه، حدود‪ ۱۳۰ ميليون درخواست معادل پنج و هفت دهم درصد توسط سيستم، غير مجاز تشخيص داده شده كه فيلترمي شوند.او همچنين تعداد كل ركوردهاي آدرس موجود در سيستم فيلترينگ را حدود‪۱۷ ميليون برآورد کرد.

در همين حال در اين سمينارعليرضا طوسي، رييس دفتر اينترنت دادستاني تهران در مورد پرداخت هزينه‌هاي فيلترينگ به شرکت هاي ارايه کننده خدمات اينترنتي نيزخاطر نشان كرد: "شركت‌هاي ارائه كننده خدمات اينترنت هم بايد هزينه فيلترينگ را خودشان تقبل كنند."

جايي بيرون دهکده جهاني

هر چند مقامات و مسولان فيلترينگ در کشور تاکنون توجه اي به هشدارهاي کارشناسان امر نداشته اند اما آنها همچنان مخالفت خود را با طرح فيلترينگ و سانسورمطرح مي کنند. پرويز علوي يکي از کارشناسان ارتباطات و رسانه معتقداست: "هر نوع كنترل و مميزي در فضاي اينترنت، ارتباط ما را با جهان كند مي‌كند و در حقيقت سبب محروميت اطلاعاتي و ارتباطي شهروندان جامعه‌ مي‌شود. اگر منظور از دهكده‌ جهاني، فرصت برابر براي شنيده شدن صداهاي ديگران باشد، كنترل، سانسور يا خودسانسوري كاملا در تضاد با اين مفهوم قرار مي‌گيرد."

محمود دهقان دهقان عضو هيات علمي دانشكده‌ صدا و سيما نيز درباره فيلترينگ سايت هاي اينترنتي و کنترل کاربران اينترنت در کشور مي گويد: "دولت بايد به فرهنگ‌سازي در جهت استفاده از فضاي اينترنت بپردازد، تا اينكه با اعمال محدوديت سبب رويگرداني كاربران از اين فضا شود. نبايد با به كار گرفتن راهكارهاي غير منطقي، مانع فعاليت‌هاي كاربران در فضاي اينترنت شد؛ بلكه با آسيب‌شناسي دقيق از اين فضا مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه با كساني كه از اينترنت، به منظور بر هم زدن آرامش عمومي‌ جامعه استفاده مي‌كنند، چه برخوردي كرد."

اين کارشناسان نظريات خود را مطرح مي کنند، اما مسئولان بي اعتنا، به کار خود مشغولند و در همين روزها بسياري از سايت هاي خبري و تحليلي و همين طور شمار زيادي از وبلاگ ها را در داخل کشور مسدود کرده اند.

آيا فيلترينگ سايت هاي اينترنتي و کنترل کاربران و همچنين راه اندازه شبکه اينترنت ملي، خروج کاربران ايراني اينترنت را از شبکه جهاني در پي خواهد داشت؟

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 ساعت 8:42  توسط هادی  | 

سلام بر تمامی دوستانی که این وبلاگ رو می خونند و ازش همایت می کن

امروز می خوام در مورد اخبارهای دروغی این رژیم باهاتون حرف بزنم

اگه در جریان اخبار باشید اقای شاهرودی و احمدی نژاد پانزده روز قبل اعلام کردند که در عرض سه روز مفسدان اقتصادی رو معرفی خواهند کرد ولی در روز موعد اینچونین نشد و اخبار ساعت ۲۱ از شبکه یک اعلام کرد انشاالله در روزهای اینده معرفی خواهند شد که روز بعد ان روز در تهران و چند شهر بزرگ دیگر مردم و دانشجویان در دانشگاه ها و جلوی مجلس و چند جای دیگر دست به اعتراض زدند ( که واقعا دستشون درد نکنه ) و خواستار برملا کردن اسمهای مفسدان اقتصادی و علنی کردن دادگاه انها شدند تا اینکه دیروز در اخبار اسم چند نفر رو ذکر کردند که هنوز معلوم نیست اینها چه کاره هستند و من به شخص خودم شک دارم که این شخصیتها اصلا وجود خارجی دارند البته این را هم باید یاداور باشم که اگر هم واقعی باشند باز هیچ کاری نمی تونند باهاشون بکنند و بازم ادامه خواهند داد مگه شهرام جزایری رو نگرفته بودند پس چرا ادامه محاکمش رو نشون نداد ای مردم ایران اینا خودشون خون خوارن و خون آشام و باید جولوشون بایستیم و نباید کم بیاریم و بزاریم اونا با این حرفهاشون سر ما رو شیره بمالند

بچه ها اين نقشه جغرافياست
بچه اين قسمت اسمش آسياست
شكل يك گربه در اينجا آشناست
چشم اين گربه دنبال شماست
بچه ها اين گربه ......
ايران ماست.
بچه ها اين سرزمين نازنين
دشمن بسيار دارد در كمين
داغ دارد هم به دل هم بر جبين
بوده نامش از قديم ايران زمين
يادگار پاك قوم آرياست
بچه ها . بچه ها
از گروه و هر نژاد
دست اندر دست هم بايست داد
فارق از هر زنده باد و مرده باد
سر براه مملكت بايد نهاد.
مام ميهن عاشق صلح و صفاست
بچه ها اين پرچم خيلي قشنگ
پرچم سبز و سفيد و سرخ رنگ
هم نشان از صلح دارد هم ز جنگ
خار چشم دشمنان چشم تنگ
افتخار ما به آن بي انتهاست
بچه ها اين خانه اجدادي است
گشته ويران تشنه آبادي است
خسته از شلاق استبدادي است
مرحم دردش كمي ......
آزادي است
مرحم دردش كمي آزادي است
بچه ها اين كار فرداي شماست
اين كار فرداي شماست

ودر آخر از شما ممنون می شم اگه به این حرفام کمی عمیق نگاه کنید مرسی خدانگهدار

با شما آیندگانم ای جهانسازان خشنود
ای برابرهای فردا قرن ما قرنی چنین بود
قرن زندان ، قرن میله قرن اعدام حقیقت
قرن تن دادن به دارو قرن کشتار شهامت
قرن استعمار خاک و قرن استثمار انسان
قرن تن دادن به دارو دل بردن از دیاران
قرن دلالان خون و قرن همخوانه فروشان
قرن ضحاکان پیرو سلطهء افعی بدوشان
قرن زندان ، قرن میله قرن اعدام حقیقت
قرن تن دادن به دارو قرن کشتار شهامت

|+| نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1384 ساعت 9:10  توسط هادی  | 

بغض
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است با ریشه چه می کنید
گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع می زنید با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید
گیرم که می زنید گیرم که می بُرید گیرم که می کُشید با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید
(دکلمه)
تمام بغض قناری ها صداتو ترسونده اجاق کینه ی پاییزی گُلاتو سوزونده
تو اون ستاره ی خاموشی که خواب تو رو بُرده پیام سرخ شقایق ها تو قلب تو مرده
چشات مثل شب بارونی دلت پر از غم پنهونی مثل پرنده ی زندونی بخون به ناله ی دل
مثال تیغ گُل زردم یه شعر خسته ی پُر دردم ببین که قایق امیدم نشسته بی تو به گِل

غم غریب کدوم غروبی که عطر پاییز گرفته بوی تنت
نگات به سوی کدوم ستارَست که قلب پارَست به زیر پیرهنت
من وتو چله نشین این شب پُر اندوهیم من و تو سایه ی غمگین غروب رو کوهیم
من وتو سایه ی غمگین غروب رو کوهیم
چراغ سفره ی ما دیگر نشانی از نان نیست به خاک غم زده ی شهرم نمیزه باران نیست
|+| نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1384 ساعت 9:10  توسط هادی  | 

وضعیت کنونی ایران
ما میر خدائیم و خدا بنده ما

                            ما کفر خدائیم و خدا کافر ما

میان کعبه دو بت خانه بنا خواهم کرد

                         خون صد شیخ به یک مست عطا خواهم کرد

|+| نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384 ساعت 16:17  توسط هادی  | 

من امشب، هفت شهر آرزوهايم چراغان است!
زمين و آسمانم نور باران است!
کبوتر‌های رنگين بال خواهش‌ها
بهشت پر گل انديشه‌ام را زير پر دارند
صفای معبد هستی تماشائی است:
ز هر سو، نوشخند اختران در چلچراغ ماه می‌ريزد
جهان در خواب
تنها من، در اين معبد، در اين محراب:

دلم می‌خواست: بند از پای جانم باز می‌کردند
که من، تا روی بام ابر‌ها، پرواز می‌کردم،
از آنجا، با کمند کهکشان، تا آستان عرش می‌رفتم
در آن درگاه، درد خويش را فرياد می‌کردم!
که کاخ صد ستون کبريا لرزد!

مگر يک شب، از اين شب‌های بی‌فرجام،
ز يک فرياد بی‌هنگام
ـ به روی پرنيان آسمان‌ها ـ خواب در چشم خدا لرزد!

دلم می‌خواست: دنيا رنگ ديگر بود
خدا، با بنده‌هايش مهربان‌تر بود
از اين بی‌چاره مردم ياد می‌فرمود!

دلم می‌خواست زنجيری گران،
                                        از بارگاه خويش می‌آويخت
که مظلومان، خدا را پای آن زنجير
ز درد خويشتن آگاه می‌کردند.

چه شيرين است: وقتی بی‌گناهی داد خود را
                                           از خدای خويش می‌گيرد.

چه شيرين است، اما من،
دلم می‌خواست اهل زور و زر، ناگاه!
ز هر سو راه مردم را نمی‌بستند
                                        و زنجير خدا را برنمی‌چيدند!
ای مردم به پا خیزید و دوباره زنجیر عدالت را گره زنید اینها یک مشت صیادند که برای صید کردن ما امده اند تا در ایران چپاول کنند این اخوندها را نگذارید اینگونه ازاد باشند
|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384 ساعت 11:29  توسط هادی  | 

سرگذشت زندانیان در زندان ایران از دهن یک زندانی
 

مريم مقابل من نشسته بود. چشمانش خیس اشک بود. چهره رنجور و بیمارش حکایت از سال ها رنج و مشقت داشت. چای را به او تعارف کردم . استکان را برداشت . لرزش دستانش اضطراب درونی او را نشان می داد. چند لحظه ای سکوت کرد. پس از چند لحظه شروع به صحبت کرد.

اتاق کوچک ما تنها یک روزنه به بیرون داشت . هوای اتاق بوی ماندگی می داد. اکثر دخترها به بیماری های پوستی مبتلا بودند . سیمین به سختی نفس می کشید. پروانه در گوشه ای از اتاق رنجور و بیمار افتاده بود. مژده در زیر شکنجه و شلاق نای نشستن نداشت و در گوشه ای مچاله شده بود.

مریم چند لحظه ای چشمانش رابست . به سختی جلوی ریزش اشک هایش را می گرفت.

زندانبانان با ما مثل فاحشه ها رفتار می کردند. پاسدار صادقی، حاج عباس، پاسدار فلاحی و پاسدار ابوذرهمیشه به ما می گفتند که با کشتن ما به بهشت می روند. در تمام طول زندان تنها یک پاسدار زن را دیدم. پاسدار صدیقه تنها زمانی به سراغ ما می آمد که قرار بود خبرمهمی مثل حکم اعدام یکی از ما را به ما بدهد. اولین روزی که پس از مدت ها شکنجه وارد بند شدم همان وقت مژده را به اتاق بازجویی بردند. غروب بود که دو پاسدار مژده را کشان کشان به دنبال خود بر روی زمین می کشیدند و به درون بند پرتاب کردند.

مریم چشمانش را بست. شانه هایش به شدت تکان می خورد. معلوم بود که درحال گریه است.تلاش می کرد گریه اش را پنهان کند. چند دقیقه سکوت کرد.

روزی که مژده را برای بار آخر دیدم همیشه در ذهنم است. پاسدار صدیقه وارد بند شد و فریاد زد: تصمیمت را گرفتی؟ مژده گفت: چه تصمیمی؟ پاسدار گفت : بازگشت به راه خدا. بازگشت به میان انقلابی ها. نکند اینجا به تو و این ضد انقلاب ها خوش می گذرد؟ شماها را باید از بین برد. ما به شما فرصت توبه دادیم. مژده گفت: شما انقلاب را نابود کردید. شما انقلابی های واقعی را کشتید. حالا از توبه حرف می زنید؟ شما باید توبه کنید. شما و خمینی. این آخرین باری بود که مژده را دیدم. مژده صبح روز بعد اعدام شد.

شکنجه ها و آزارهای جنسی و روانی و تجاوز به عنف در زندان های ایران به شدت رواج دارد. روش هایی که امیدوارم روزی از بین برود.

اولین روشی که مورد استفاده قرار می گیرد بازجویی و شکنجه های فیزیکی و در نهایت تجاوز آمیخته با تحقیر است. در این روش بازجو چشم های زندانی را بسته و مجموعه ای از پرسش های را به صورت پشت سرهم مطرح می کند. اگر زندانی از پاسخ دادن خودداری کند بازجو به همراه مامور در دو طرف محل بازجویی ایستاده و زندانی را با حرکاتی مانند کاراته به سمت همدیگر پرتاب می کنند. در این حالت زندانی سعی می کند به صورت ناخودآگاه با دست صورت خود را از ضربات دور نگاه دارد. در این وضعیت بازجویان به قسمت های حساس بدن او ضربه و چنگ می زنند. سپس زندانی را به گوشه پرتاب کرده و دستان او را از پشت می بندند. در این حالت زندانی به صورت ناخودآگاه پای خود را در درون سینه جمع می کند. پس از ضرب و شتم، زندانی دیگر توان ایستادن ندارد. او را بلند می کنند و باز به باد کتک می گیرند. وقتی زندانی از شدت ضربات بر کف زمین می افتد نوبت به تحقیر روانی او می رسد. بازجو در کامجویی از زندانی در اولویت قرار دارد. پس از او نوبت سایرین می رسد. نفر آخر بر روی زندانی ادرار کرده و ماموران او را با همان حال به بند بازمی گردانند.

در روش دوم بازجو وارد بند شده و به سراغ زندانی می رود. از او می پرسد که آیا حاضر به همکاری است یا خیر؟ پاسخ زندانی منفی است. مامور بازهم تکرار می کند که او در حال مبارزه با حکومت است و تنها راه نجات او توبه است. زندانی قبول نمی کند. پس از پایان گفت و گو که با کتک زدن زندانی و اغلب با ایجاد صدمات فیزیکی و جراحات همراه است بازجو به مامور همراه خود اشاره می کند. مامور با کارد یا تیغ موکت بری لباس های زندانی را پاره می کند.سپس به زندانی ابتدا توسط بازجو و بعد توسط نگهبان تجاوز می شود. پس از پایان کار مامور با تیغ یا کارد خطی طولانی را بر روی سینه زن می کشد. بازجو فریاد می زند: این عدالت اسلامی است. این زخم باعث می شود که معنای مخالفت با نظام الهی را بفهمی. شما موش های ترسو از این به یعد با شنیدن نام ما هم می لرزید. زندانی دوباره به باد کتک گرفته می شود.

در سومین مورد زندانی به اتاقی تاریک برده می شود و دهان او بسته می شود. پس از چند ساعت بازجویان و ماموران وارد اتاق شده و او را کتک می زنند. پس از آن در فواصل زمانی مختلف به ویژه هنگامی که زندانی به خواب فرورفته مامورین و بازجوها به تناوب وارد اتاق شده و به زندانی تجاوز می کنند. این کار برای یک هفته ادامه دارد.

آنچه که من در مواجهه با این افراد دریافتم حاکی از شیوع گسترده تجاوز در زندانهای ایران است. این تجاوزها به بدترین شکل ممکن انجام می گیرد و شامل دختران باکره و حتی زنان متاهل نیز می گردد. در بسیاری از موارد حتی همسران زنان متاهل نیز شاهد این اقدام کثیف هستند. همین موضوع باعث می شود که بسیاری از این افراد در درون زندان خودکشی کرده و یا حتی پس از خروج از زندان به دلیل افسردگی و فشارهای دوران زندان هرگز نتوانند به زندگی عادی خود برگردند. تجاوز به زنان اغلب در دورانی صورت می گیرد که آنان در دوران پریود هستند و به همین دلیل به بیماری های اپیدمیک و خطرناک دچار می شوند. این اقدامات غیر انسانی به دوران خاصی مربوط نمی شود. مریم دختر جوانی که خودکشی کرد در سال 1374 در مشهد دستگیر شده بود. او در سال 1381 آزاد شد و تنها در کمتر از یک سال خودکشی کرد. مریم تنها مورد نبود. در طول این سالها بارها با افرادی مانند او برخورد کردم. زنان جوانی که پس از آزاد شدن از زندان در اثر بیماری های مختلف توان باردار شدن را از دست داده بودند. زنانی که تا آخر عمر باید نقص عضو را تحمل می کردند. زنانی که پس از بیرون آمدن از زندان هرگز توسط اطرافیان و خانواده خود پذیرفته نشدند. از سرنوشت هیچ یک از آنان اطلاعی ندارم اما مطمئن هستم که سرنوشتی بهتر از مریم نخواهند داشت.

|+| نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1384 ساعت 17:24  توسط هادی  | 

ای قصاب و ای لاش خورهای بی شعور شما ها را چه به سیاست شماها از سیاست فقط دروغ را یاد گرفته اید

ای جماعت ایران به هوش باشید که این جلادان خودشان هم اعتراف کردند که دارند حق ملت را بالا می کشند مگر خودشان در تبلیغات انتخاباتیشان نمی گفتند برای هر جوان بالای ۱۸ سال در ماه ۵۰ هزار تومان می دهند پس اگر واقعا دولت همچین سرانه ای داره پس چرا نمی دهد واگر هم که این چنین چیزی وجود ندارد پس چرا اون خامنه ای احمق معتاد بی شعور اجازه داده بود که به دروغ یک اخوند بی همه چیز مردم را فریب دهد

ای مردم مگه غیر این بود که احمدی نژاد احمق خر مغز در تبلیغات انتخاباتی خود می گفت من به همه قشر از جامعه نیاز دارم و از هر مدل و تیپی که باشند من همایت می کنم پس کو ان همایتها ـ البته اینم بگم که این خر مغز تو انتخابات هم تغلب کرد ـ ایا همایتهای او این است که به یک لات بی سروپا که تا دیروز خودش منبع فساد بود و حالا با گذاشتن نام بسیجی ـ که همه بسیجی هایی که در این راه جان می گذارند همشون حرام زاده هستند ـ  به روی خودشان همه کاری می کنند چون اون بی شعور خر مغز احمدی نژاد همایتشون می کنه ای مردم و ای ماموران نسبتا زحمت کش نیروی انتظامی ایا این واقعا برای شما یک توهین نیست ؟ پس چرا ساکت نشسته اید و می گذارید یک فرد که روزی خود منبع فساد بود بر شما حاکم باشد

ای خامنه ای تو که مثل خروس هی داد می زنی ولایت علی داری اینو باید بدونی که ولایت تو از ولایت ابوموسی اشعری هم کمتره کدام کار تو شبیه علی (ع ) است ای گه مغز تو ترسو نیستی ؟ که هستی ، تو ظالم نیستی ؟ که هستی و....  .  پس ای مردم شما که در محرم برای پسر علی گریه می کنید و یا در شبهای قدر برای خود علی که مظهر شجاعت و عدالت هست گریه می کنید پس چرا اجازه می دهید یک اخوندی که خود احمقی بیش نیست از نام علی که هر وقط به گوش ادم میرسد یاد عدالت و بخشش می افتد سوء استفاده کند پس ای جماعت اگر کمی غیرت برای علی و نام علی دارید به پا خیزید و دوباره نام علی را در جهان پراوازه کنید

در اخر این بیانیه ام هر کس میل همکاری دارد در قسمت نظر دهی اعلان نماید تا باهم در تماس باشیم

نمونه ای از شکنجه ها در زندانهای ایران

|+| نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1384 ساعت 17:14  توسط هادی  | 

پرچم ایران
پرچم ایران که می باشد سه رنگ              رنگهایش را ز هم وا کرده اند 

سرخ آن بهر شهیدان وطن                       سبز آن را شال ملا کرده اند

از سفیدش ساخته اند عمامه ها               مغز خرها را در آن جا کرده اند

چوب آن را بی گریس و وازلین                   در ته ایرانیان جا کرده اند     

|+| نوشته شده در  یکشنبه یکم آبان 1384 ساعت 20:13  توسط هادی  |